روایتهای کهن
کاوش در روایتهایی که بخشی از هویت فرهنگی هر ملتی را تشکیل میدهد.
جایگاه اسطوره در شناخت تمدنهای کهن
اسطورهشناسی یکی از جدیدترین شاخه هایی است که در علوم انسانی سربرآورده است. شاید در حوزهی دانشگاهی در سطح جهان تعداد انگشت شماری دانشگاه باشند که این رشته را به رسمیت شناخته اند.
تصویرسازی ایجاد شده توسط هوش مصنوعی با الهام از نگارگریهای ایرانی شاهنامه شاهطهماسب.
تصویرسازی ایجاد شده توسط هوش مصنوعی با الهام از نگارگریهای ایرانی شاهنامه شاهطهماسب.
اسطورهها و تجربیات نخستین انسان در مقابله با طبیعت
انتخاب روایت کهن برای صحبت دربارهی اسطوره شناسی برمیگردد به تعریفی که از این اصطلاح میشود. اسطورهها از یک منظر روایتی است که انسانها در مقابله با طبیعت و دیگری ساخته اند ، در مقابله با طبیعت گاه مهربان و گاه قهرآلود داستانهایی را میساختند که نشان دهندهی جهانبینی قوم روایتگر است، در مقابله با اقوام دیگر بیانگر شیوهی زندگی و روابط آدمیان با هم است. و در این میان هر قومی روایتی متفاوت را برای خود برمیگزیند.
ریشههای فرهنگی اسطورهشناسی ایرانی
ایرانیان در این میان روایتهای شیرینی دارند که هم از آن قومی است که تحت عنوان آریایی وارد ایران شدند، هم حاصل رفت و آمدهای اقوامی است که در مسیر بازرگانی ٔثیر خود بخشی از روایات دیگران را در دل روایات خود مستحیل کردند، و هم حاصل تا پذیری از اقوامی که پیش از آریاییها در نجد ایران مستقر بوده اند.
کافی است به فهرست اقوام در کتیبهی بیستون و دیگر کتیبههای دوره ی هخامنشی، اشکانی و ساسانی نگاهی بیندازیم تا به حضور سنگین روایتهای دیگران در دل اسطورههای ایرانی پی ببریم. این تنوع روایی را از منظرهای گوناگون میتوان بررسی کرد، از منظر ادبی، روانشناختی، مردمشناختی، فرهنگ عامه/فولکلور، جامعهشناختی، و حتی پر بیراه نیست اگر بگویم به لحاظ تاریخی میتوان رد پای بسیاری از وقایع گم شده در تاریخ را در دل همین روایات اسطورهای یافت.
سیری در ژرفای اساطیر ایران
در چند دوره در سالهای مختلف درباره ی اسطوره های ایرانی صحبت کرده ام که خوش بختانه همهی آنها ضبط شده اند و فایلهای صوتی آنها موجود است. تصمیم بر آن گرفتم که در یکی از صفحات وب سایت این فایلها را به اشتراک بگذارم. شما را به شنیدن این روایات شیرین کهن دعوت میکنم
*تصاویر این صفحه شامل جزئیاتی از نگارگریهای ایرانی شاهنامه شاهطهماسب (سده ۱۶ میلادی) است که جهت مقاصد آموزشی از انتشارات موزه هنرهای معاصر تهران بازنشر شده است.
۱- روایت و اسطوره
در یک سلسلهی ۳۲ قسمتی با همکاری باشگاه شاهنامه برای همه در کلاب هاوس، در کنار آقای علی دهگانپور، دربارهی اسطورههای ایران زمین صحبت کردم و آقای دهگانپور با تسلط بر خوانش شاهنامه قدم به قدم با من همگام شد. برنامه در اسفند ۱۴۰۰ شروع شد و تا اواسط سال ۱۴۰۱ ادامه پیدا کرد.
در نخستین قسمت روایتهای کهن ایران زمین از علت انتخاب روایت به جای اسطوره گفتم. روایت در علوم ادبی جایگاهی ویژه دارد و تحقیقات آکادمیک بسیاری دربارهی آن شده است. روایت یعنی نحوهی بیان داستان، این نحوه هم به شیوهی گفتار ارتباط دارد ، هم به زاویهی دیدی که داستان تعریف میشود. روایت دستور خاص خود را دارد که شاید بتوان آن را با عناصر داستان یکسان دانست، از زمان واقعه گرفته تا مکان و شخصیت، شروع ، پیرنگ و نحوهی پایان آن و نکات بسیار دیگر.
اسطوره نیز از این منظر روایت است، روایت چگونگی شکلگیری یک سرزمین،جهانبینی یک ملت. این که یک ملت چه لحنی را برای تعریف خود برمیگزیند و در طول زمان و جا به جایی مکانی چهگونه این تعریف دستخوش تغییرات متعدد میشود. پس قسمت نخست اختصاص دارد به چرایی انتخاب این اسم برای یک سلسله سخنرانی دربارهی اسطورههای ایران زمین.
۲- تعریف اسطوره
بعد از مقدمهای که در جلسهی پیش دربارهی روایت گفتم، این بار بر سر تعریف اسطوره رفتم. اسطوره از منظر روایت مانند تمام روایتهای ادبی دیگر است ،از آن جمله، قصه و حکایت و افسانه . منتها در این مبحث ، از تفاوت روایت اساطیری با دیگر روایتها صحبت کردم. جدا از این که امروزه اسطوره مبحثی مجزا و مستقل به شمار میرود ، منتها ا از منظرها و زوایای گوناگون که اغلب اجتماعی میتوان آن را مورد بحث قرار داد، مانند روانشناسی اجتماعی، مردمشناسی، تاریخ، باستانشناسی، زبانشناسی، متنشناسی و امثالهم. حتی همانگونه که دوست عزیز، دکتر علی امینی در پایان مطرح کرده اند اسطورهها را میتوان از منظر هنری نگریست ، و این قسمت به رغم توانایی بالقوهی اساطیر ایرانی، هنوز در میان اهل هنر ناشناخته باقی مانده است.
شما را دعوت میکنم به شنیدن این قسمت از روایتهای کهن ایران زمین.
۳- اسطورههای ایرانی و زرتشت
سه جلسه از برنامهی روایتهای کهن ایرانزمین به مباحث نظری، مانند چیستی روایت و اسطوره اختصاص داشت. در قسمت سوم دربارهی اوستا و زرتشت به مثابهی یکی از منابع مهم اسطورهشناسی ایرانی صحبت کرده ایم. آن چه میشنوید: کمی از زندگی زرتشت خواهید شنید. سپس به کتاب اوستا و زبان اوستایی و کتب مرتبط با آن صحبت کرده ایم.
مباحث نظری معمولاً جهت صحبتها را در جلسات آتی مشخص میکند. شما را به شنیدن این قسمت دعوت میکنم.
۴- افسانهی آفرینش – بخش نخست
وقتی از آفرینش میگوییم، باید از کجا شروع کنیم؟ نخستین قدمها برای ورود به مبحث اسطوره روایتهای متفاوت آفرینش است. البته باید در نظر داشت که به رغم تفاوتها شباهتهای بسیاری هم در این افسانهها نهفته است. در این قسمت از آفرینش از منظر اساطیر ایرانی گفتیم ، ازداستان خلق جهان در شاهنامه خواندیم.
در انجیل یوحنا آمده است: « در آغاز کلام بود. و کلام با خدا بود و خدا کلام بود. و همان در آغاز با خدا بود». منتها در اوستا اهورامزدا با جان و خرد همراه میشود آن گونه که در شاهنامه هم آمده :
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگزرد
در آفرینش اسطورهای ایرانی ما دو روایت داریم یکی زروان که روایتی بسیار قدیمی است. هنوز باستانشناسان و اسطورهشناسان دربارهی قدمت این باور به نتیجهی دقیق نرسیده اند، منتها ظن قوی بر آن است که از باورهای پیشازرتشتی است. اسم زروان دو بار در کتب زرتشتی آمده است و او را ایزد زمان میدانند. به تعبیری اهورامزدا و اهریمن از زهدان او در لحظهی امید و نومیدی به وجود آمدند. روایت دیگر همان روایت آفرینش اهورایی است در مقابلهی اهورامزدا و اهریمن.
شما را به شنیدن این روایتها دعوت میکنم.
۵- افسانهی آفرینش – بخش دوم
افسانهی آفرینش را میتوان از آن جایی آغاز کرد که اهورامزدا شروع به آفرینش جهان هستی میکند، همان جایی که ابتدا جهان مینوی را میافریند. جهان مینوی جهانی ساکن است هیچ چیز در آن حرکت نمیکند زیرا روح/جان ندارد، آسمان و زمین و کائنات، امشاسپندان و ایزدان، همهی اینها در نبود اهریمن به وجود میایند و اهریمن در تاریکخانهی خود پنهان شده است و آن تاریکخانه جایی نیست جز افسردگی و سیاهی.
در این قسمت از روایتهای کهن ایران زمین به آفرینش که در چند مرحله اتفاق افتاده میپردازیم. از اهورامزدایی که در غیاب اهریمن سپهر و آسمان را میافریند و بدان جان میدمد و تنها انسان و گاو را از آتش میافریند ، تا اهریمنی که پس از مدتها از قعر تاریکی بیرون میاید تا موجودات اهورایی را با یاران خود بیازارد.
شما را به شنیدن این قسمت دعوت میکنم.
۶- روایتهای نوروز
بدون شک یکی از قشنگترین مراسمی که در میان ایرانیان برگزار میشود مراسم نوروز است. این جشن گرچه ریشه در طبیعت و دگرگونی فصلی آن دارد و رد پای یک جا نشینی اهالی نجد ایران را نشان میدهد، با رسمیت یافتن دین زرتشت برخی عناصر زرتشتی را پذیرفت و هر گروهی کهبر ایران وارد شدند نه تنها از این آیین استقبال کردند بلکه نشانهآی بدانافزودند. شاید به همین دلیل باشد که امروزه نوروز به پهنهی ایران فرهنگی برگزار میشود منتها با تفاوت. در این قسمت از روایتهای کهن، که در عید سال ۱۴۰۱ منتشر شده و شروع سدهی پانزدهم هجری شمسی در کلاب هاوس برگزار شد، نوروز را از منظر روایت به بحث گذاشته ایم.
شما را به شنیدن این قسمت دعوت میکنم.
۷- یاران اهورامزدا - امشاسپندان
وقتی اهورا مزدا آفرینش را آغاز کرد، چون میدانست که هر لحظه اهریمن از عمق تاریکی بیرون خواهد آمد، پس برای مقابله با او باید آماده باشد. برای همین به آفرینش امشاسپندان پرداخت. امشاسپندان شش تن بودند سه دختر و سه پسر: بهمن/وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد، و امرداد.
در کنار امشاسپندان، ایزدانی نیز ظهور پیدا کردند که برخی از آنها از جایگاه والایی برخوردار اند، مانند سروش و مهر/میترا، آناهیتا، گاه به امشاسپندان نزدیک میشوند. البته ورود ایزدان به پس از زرتشت برمیگردد. زرتشت پیامبر درصدد براندازی نظام چند خدایی بود، با این همه جایگاه برخی ایزدان چنان در میان ایرانیان بالا بود که پس از زرتشت مجددا وارد آیینها و مناسک ایرانیان شدند، از آن جمله اند سروش و مهر/میترا.
در این قسمت دربارهی دستیاران اهورامزدا و خویشکاریشان صحبت خواهیم کرد.
۸- مهر/ میترا – ایزد پیمان
مهر /میترا، از بحث برانگیزترین ایزدان ایرانی، او را ایزد حاکم بر پیمانها میدانند. در تعریف او در یکی از یشتهای اوستا مشهور به مهر یشت آمده است: « مهر دارندهی دشتهای فراخ و رام کشتزار خوب بخشنده را خوشنود میسازیم… اهورا مزدا به اسپنتمان زرتشت گفت: ای اسپنتمان هنگامی که من مهر دارندهی دشتهای فراخ را بیافریدم او را در شایستهی ستایش بودن مساوی، در سزاوار نیایش بودن مساوی با خود من که اهورامزدا (هستم) بیافریدم. … مهر… کسی که دارای دشتهای پهن است. کسی که از کلام راستین آکاه است. زبان آوری دارای هزار گوش، خوش اندامی دارای هزار چشم، بلندبالایی در بالای برج پهن ایستاده ، زورمندی که بیخواب پاسبان است. »
این ایزد که از بازماندگان ایزدان پیشازرتشتی به شمار میاید، تنها در میان ایرانیان نماند بلکه با تغییراتی به سفر خود از شرق به غرب رفت و کم کم از مهری که در آیین ایرانی آمیخته بود فاصله گرفت. بحث در این که تا چه اندازه آیین میترا در اروپا با آینن مهر در ایران مرتبط است از مباحث طولانی و جنجالی است.
در این قسمت از روایتهای کهن به تاریخچهی این ایزد به طور خاص میپردازم . شما را به شنیدن آن دعوت میکنم.
۹- یاران اهورامزدا - ایزدان
در جلسهی هفتم روایتهای کهن ایران زمین از امشاسپندان صحبت کردم و کمی هم از ایزدان گفتم. در این قسمت بیشتر به ایزدان میپردازم و این که هر کدام مسئول کدام کار هستند. در ابتدا زرتشت رسم را بر یکتاپرستی درمقابل تعدد خدایان هندو آریایی گذاشت. منتها به ندرت حضور ایزدان در اسطورههای ایرانی کم کم سنگینتر شد و هر ایزدی را خویشکاری جدیدی بود تا بتواند بدین طریق از قلمرو اهورامزدا در مقابل اهریمنان دفاع کند. پس از توضیح مختصر دربارهی ایزدان زرتشتی، در این قسمت داستان زیبا و جذاب مقابلهی تیشتر، ایزد باران با اپوش دیو خشکسالی را برگرفته از بندهشن بزرگ خواندم.
شما را به شنیدن قسمت نهم روایتهای کهن ایران زمین دعوت میکنم.
۱۰- یاران اهریمن
هر چه از یاران اهورامزدا و صف کشیدنهایشان در مقابل اهریمنان اطلاعات خوب ، و البته نه چندان کامل، به دستمان رسیده، در مورد اهریمن و یاران او بسیار کم گفته شده است. در گوشه و کنار برخی منابع زرتشتی اسم یاران اهریمن مانند دروغ، خشم، حسد، خشکسالی را میشنویم.
به هر حال، داستان از آن جایی آغاز میشود که اهریمن وقتی با دنیای روشنایی اهورامزدا مواجه میشود، با یأس بسیار به اعماق تاریکی فرو میرود. هر چه یارانش به او قول همکاری برای شکست اهورامزدا دادند از عزلت خود بیرون نیامد، تا آن که ماده دیوی به نام جَه در آغاز ستیز بزرگ کیهانی اهریمن را ترغیب به یورش به جهان اهورایی میکند. و اهریمن با بوسیدن سر جه ناپاکی دشتها را به وی ارائه میکند. و این آغاز هجوم اهریمن است به جهان کیهان و گیتی و مبارزه میان یاران اهریمن و اهورامزدا یا به تعبیری انگره مینیو و سپنتا مینیو.
در ده قسمت در فصل نخست دربارهی روایت و اسطوره و روابط آنها با هم صحبت کردم. سپس به افسانهی آفرینش پرداختم و از اهورا مزدا و یارانش و اهریمن و یارانش حرف زدم. در فصل دوم به سراغ پهلوانان و شخصیتهای اسطورهای ایران میروم و از آنها خواهم گفت باشد که قبول شنوندگان افتد.
